دوشنبه, مرداد 29, 1397

لوگو خانواده جوان

خاطرات يك روانشناس - خانواده 604

 

هویت رویایی


نوشته: دكتر ربابه غفارتبریزی

روان‌شناس بالینی

 

 

در شماره گذشته خواندید

فرشته بعد از ازدواج با منصور، تصمیم به ادامه تحصیل و کار در بیرون از خانه گرفت و همیشه نیز سعی داشت هویت واقعی خود را پنهان کند، او حین تحصیل از سوی محل کارش مامور خدمت در یک بیمارستان شد و در آن بیمارستان با فردی به اسم سیاوش که کارشناس ارشد کامپیوتر بود، همکار شد که از طریق فضای مجازی با همدیگر در ارتباط بودند، تا این که منصور متوجه قضیه شد و به این جهت، برای مشاوره مراجعه کردند و در جلسه اول منصور حرف‌هایش را زد و قرار شد دو روز بعد آن‌ها بار دیگر مراجعه کنند تا فرشته نیز حرف‌هایش را بزند و ...

                                                     اینک دنباله مطلب

 

دو روز بعد، فرشته و منصور بار دیگر به مرکز مشاوره آمدند و منصور قبل از آن که اتاق را ترک کند به همسرش نگاهی انداخت و گفت:

- خواهش می‌کنم حقایق را هر قدر هم تلخ باشد بازگو کن قول می‌دهم هر گناهی که مرتکب شده باشی ببخشم. من به این آسانی از تو نمی‌گذرم. فقط اگر بدانم دیگر مرا دوست نداری و دلت با دیگری است، تو را آزاد می‌گذارم تا دنبال زندگی ایده‌آلت بروی.

قطرات اشک از چشمان فرشته سرازیر شد و اولین واکنش عاطفی را نشان داد.

رو به او کردم و گفتم:

- رازداری قانون کار ماست و هیچ چیز را بدون رضایت شما به شوهرت منتقل نخواهم کرد. دلم می‌خواهد از کودکی‌هایت، نوجوانی و جوانی‌ات برایم بگویی. خاطرات و خردسالی‌ات چگونه بود؟

و...

ادامه مطلب را در مجله خانواده 604 بخوانید.

 

با ما در تماس باشید

  • تهران، خیابان طالقانی، خیابان حافظ، خیابان رودسر غربی، روبروی ساختمان مرکزی وزارت نفت - پلاک 13
  • 02188943807 - 9

اوقات شرعی