چهارشنبه, شهریور 28, 1397

لوگو خانواده جوان

خاطرات يك روانشناس - خانواده 599

 

 

تشنه محبت

 


نوشته: دكتر ربابه غفارتبریزی

روان‌شناس بالینی

 

 

زن و مرد به اتفاق برای حل مشکلاتشان مراجعه کرده بودند. مرد می‌خواست ابتدا با من به تنهایی صحبت کند. موافقتم را اعلام کردم. مرد 63 ساله، که لاغراندام بود و موهایی سفید داشت با حالتی مستاصل روی لبه مبل نشست، بدنش را به جلو خم کرد و با صدایی زنگ‌دار گفت:

- خانم دکتر! از دست وسواس همسرم به تنگ آمده‌ام نه خودش زندگی دارد و نه من و بچه‌ها. روزی 20 بار دست‌هایش را می‌شوید. در طول سال بارها ملافه‌ها، فرش، پتو و لحاف را می‌شوید. روزی دو سه بار خانه را جارو می‌کشد. پول قبض آب و برق ما چند برابر دیگران است.

زمانی که من و بچه‌ها وارد خانه می‌شویم، باید یکراست به حمام برویم و لباس‌هایمان را در سبد رخت‌های چرک بیندازیم و اگر چنین نکنیم آنقدر دادوبیداد و اخم و تخم می‌کند تا تسلیم شویم.

- چه مدت است که همسرتان این مشکل را دارد؟

- از چند سال بعد از ازدواجمان، اما به‌تدریج شدت گرفت، چند بار او را نزد روان‌پزشک برده‌ام و قرص‌های ضد وسواس برایش تجویز شده، اما به‌طور مرتب دارو نمی‌خورد.

- آیا می‌دانید دارو نخوردن، بهتر از دارو خوردن نامنظم است.

چون هدف داروهای اعصاب، تنظیم انتقال‌دهنده‌های عصبی مغز است و مصرف نامنظم نوسان در این زمینه را شدت می‌دهد.

بعد از پایان حرف‌های مرد، همسرش که زنی 59 ساله و دارای چهره‌ای روشن بود و چشمانی درشت داشت، وارد شد و گفت:

- حتماً شوهرم همه چیز را برایتان تعریف کرده است.

- بله، اما هیچکس مثل خود شما نمی‌تواند قضیه را توضیح بدهد.

- سال‌هاست که وسواس شست‌وشو و نجس و پاکی پیدا کرده‌ام. وقتی هم دارو می‌خورم، فقط دلم می‌خواهد بخوابم و از کار و زندگی می‌افتم. من هفت بچه، دو عروس و دو داماد دارم و یک پسر و دختر هم در خانه هستند. دخترهایم خانه‌هایشان نزدیک ماست و مرتب به من سر می‌زنند و باید از آن‌ها پذیرایی کنم.

- بزرگ کردن هفت بچه خیلی سخت و پرزحمت است.

و...

ادامه مطلب را در مجله خانواده 599 بخوانید.

با ما در تماس باشید

  • تهران، خیابان طالقانی، خیابان حافظ، خیابان رودسر غربی، روبروی ساختمان مرکزی وزارت نفت - پلاک 13
  • 02188943807 - 9

اوقات شرعی