چهارشنبه, شهریور 28, 1397

لوگو خانواده جوان

خاطرات يك روانشناس - خانواده 598

 

 

ازدواج با شروط ترکمان‌چای

 

دكتر ربابه غفارتبریزی

روان‌شناس بالینی

 

قسمت دوم و پایانی.

 

در شماره گذشته خواندید:

مردی 33 ساله و دختری 29 ساله که قصد ازدواج داشتند، برای مشاوره مراجعه کردند و ضمن گفته‌هایشان مشخص شد مرد، به دلیل این که پدر و مادر خودش پزشک هستند، به دختری که پدر و مادر او هم پزشک هستند دل بسته و دختر به دلیل آن که در زندگی خانوادگی کمتر مهر و محبت پدر را حس کرده، به طرف آن مرد جذب شده است.

پس از گفت و گویی دو نفره، با هر کدام از مراجعان و انجام تست شخصیتی از آن‌ها خواستم تا دیدار دیگری داشته باشیم.

                                   و اینک بقیه مطلب

زن و مرد مراجع، در تاریخی که تعیین شده بود، دوباره مراجعه کردند و من در ابتدای دیدار گفتم:

- حالا وقت آن است  تا به نکات جالبی بپردازیم که از شرح حال‌ شما استخراج کرده‌ام.

سپس رو به زن ادامه دادم:

- شما در خانواده در مقابل شخصیت وسواسی و ایده‌ال طلب مادرتان به صورت پرخاشگری منفعل یعنی توسط لجبازی و نافرمانی واکنش نشان می‌دادید و همیشه سعی می‌کردید بر خلاف معیارهای او در کلیه جنبه‌های زندگی عمل کنید و تمایل شما به خواستگارتان و خوشحالی‌تان از جلب توجه او ناشی از تعارض حل نشده با مادر و میل به پیروزی در عناد با مادر در عرصه رابطه با این آقا بود. متاسفانه کمبود ابراز محبت و سایر رفتارهای آزاردهنده ایشان خاطرات بی‌محبتی‌های پدرتان را زنده می‌کرد و موجب عصبانیت می‌شد.

بعد، خطاب به مرد گفتم:

- شما از کودکی بچه والد بودید و به امور شخصی و خانگی پدر و مادر پزشک‌تان می‌رسیدید. احتمالاً به تنهایی وارد خانه شدن، غذا را گرم کردن، به برادر کوچک رسیدن و... باعث شده بود مجالی برای پرورش و رسیدگی به کودک درون خود نداشته باشید و والد بودن شما موجب شد اصول و پیش فرض‌های غیر قابل انعطاف برای خود خلق کرده و به آن‌ها تکیه کنید. این اصول حکم والدین شما را دارد و بدون آن‌ها احساس پوچی و خلاء می‌کنید شاید در ابتدا شغل والدین خانم و سطح خانوادگی وی برایتان معقول بود، اما به تدریج بخش زنده و قوی احساسی خانم نظرتان را جلب کرد و به یاد جنبه احساسی فراموش شده و سرکوب شده وجودتان انداخت.

به چهره هر دو نفر نگاهی عمیق انداخته و گفتم:

- دلایلی که ذکر کردم موجب شد شما به رغم عدم رضایت از کیفیت رابطه، نتوانید از یکدیگر دل بردارید، اما حالا چه باید کرد؟ با وجود مشکلاتی که در ارتباطات شما وجود دارد، اگر درست عمل کنید، ممکن است این تعارضات شخصیتی باعث شود که مکمل هم باشید و یکدیگر را تعدیل کنید. من در دو سه جلسه‌ آینده اصول ارتباطی حاکم بر یک رابطه سالم، پر محبت و تفاهم را به شما آموزش داده و تکالیف رفتاری را برایتان تعریف و تعیین می‌کنم.

بعد از آن به مدت شش ماه باید با هم معاشرت کنید. تا ضمن شناخت بیشتر از یکدیگر، رشد احساسی را در خویشتن مشاهده کرده و با استفاده از روش حل مسئله مشکلات فیمابین را حل کنید. می‌توانید صیغه محرمیت بخوانید و البته این نوع صیغه با هدف رابطه زناشویی انجام نمی‌‌پذیرد و قبل از امر تصمیم‌گیری قطعی برای ازدواج وجود رابطه نزدیک غلط است چون قبل از شناخت کافی وابستگی ایجاد می‌کند و قطع رابطه نیز به جراحت قلبی بیشتر منجر می‌شود، شما باید یکدیگر را در موقعیت‌های مختلف مثل رانندگی، غذا خوردن در رستوران، میهمانی، در حضور دوستان و غیره مشاهده کنید تا درک جامعی از روحیات و ویژگی‌های شخصیتی و رفتاری یکدیگر به دست بیاوردید.

بعد از شش ماه معاشرت، باید سه شرط حاصل شده باشد و بعد مراسم خواستگاری انجام بشود: ابتدا باید در ایجاد رابطه بر اساس قوانین ارتباطی و روش حل  مسئله و ایجاد و ابراز مهر و محبت تبحر پیدا کرده باشید. دوم آنکه هنگام دوری از یکدیگر احساس دلتنگی شدید کنید. سوم آن که از تصور به هم خوردن رابطه به شدت منقلب شوید و آماده باشید هر کاری انجام بدهید تا ازدواج صورت گیرد. در صورتی که این شروط حاصل نشد، بهتر است با یکدیگر قطع رابطه کنید. تازه، بعد از شش ماه که به این قطعیت و یقین رسیدید، می‌توانید راجع به شروط ازدواج و انتظاراتتان از یکدیگر در مراسم عقد و ازدواج و زندگی مشترک صحبت کنید.

جلسات آموزشی برقرار شد و من دیگر آن زن و مرد را ندیدم تا دو هفته پیش. اعتراف می‌کنم از دیدن آنان تعجب کردم چون فکر نمی‌کردم بتوانند با یکدیگر کنار بیایند.

لبخندی زده و پرسیدم:

- بالاخره شناخت شما و صمیمیت‌تان از قاب عینک به خود عینک رسید یا نه؟

مرد، متقابلاً لبخندی زد و گفت:

- خانم دکتر! رابطه ما خیلی بهتر شده و به همدیگر علاقه‌ داریم و تصمیم قطعی به ازدواج گرفته‌ایم و دلیل مراجعه‌مان هم مشکلاتی است که به تازگی پیش آمده.

- چه مشکلاتی؟

- ما، بعد از تصمیم‌گیری قطعی، ترتیب آشنایی خانواده‌هایمان را دادیم. مادر خانمم در نهایت خونسردی شرایط ازدواج مثل حق کار، حق مسکن، مهریه سکه به تعداد سال تولد، شراکت دخترشان در نصف اموال من، جشن گرفتن مفصل در باغ، حق طلاق و... را مطرح کرد. در حالی که ایشان خودش به من گفته بود که به مهریه اعتقادی ندارد.

زن، برآشفته شد و گفت:

- من هنوز هم به مهریه اعتقادی ندارم، اما نمی‌توانم شئونات، خواسته‌ها و انتظارات پدر و مادرم را ندیده بگیرم و به آن‌ها بی‌احترامی کنم، اما از حق طلاق نمی‌گذرم، آن هم با در نظر گرفتن خواسته‌های تو.

بعد خطاب  به من ادامه داد:

و...

ادامه مطلب را در مجله خانواده 598 بخوانید.

با ما در تماس باشید

  • تهران، خیابان طالقانی، خیابان حافظ، خیابان رودسر غربی، روبروی ساختمان مرکزی وزارت نفت - پلاک 13
  • 02188943807 - 9

اوقات شرعی